×
روزی که مشک نبودم!

تهران- ایرنا- آن روز هوا گرم بود. من خشک و خالی بودم. کنار خیمه مانده بودم. تنم از گرما می‌سوخت. کودکان روبه‌رویم نشسته بودند و به من نگاه می‌کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *