×
×

بمپور نمی‌خوابد

  • کد نوشته: 563955
  • ۲۶ مرداد
  • 0 بازدید
  • ۰
  • تهران- ایرنا- موشک‌ها تمام شده بود، سربازی که زنده مانده بود با دست‌های خاکی، چراغ قوه کوچکی را روشن کرد. اسم بچه‌ها را صدا زد، اما صدایش مثل سنگی بود که در چاهی بی‌انتها می‌افتاد و هیچ صدایی نمی‌داد.

    بمپور نمی‌خوابد
  • اندیشه شیروان

    تهران- ایرنا- موشک‌ها تمام شده بود، سربازی که زنده مانده بود با دست‌های خاکی، چراغ قوه کوچکی را روشن کرد. اسم بچه‌ها را صدا زد، اما صدایش مثل سنگی بود که در چاهی بی‌انتها می‌افتاد و هیچ صدایی نمی‌داد.

    برچسب ها

    اخبار مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *